واژه راژمان

سه شنبه 24 شهریور 1394 1681 بازدید کننده گروه دسته بندی نشده



[ویرایش]

  1. مجموعه یا ترکیبی از چیزها یا اجزایی که کل ِ مرکب یا واحدی را تشکیل می‌دهند.
  • مجموعهٔ ِ منظم و فهم پذیری از باشاها (فاکت‌ها)
  1. ، اصل‌ها، آموزه‌ها، و غیره در حیطهٔ ِ خاصی از شناخت یا اندیشه.
  2. اخترشناسی: گروهی جسم ِ آسمانی که به هم مربوطند و با هم بنا بر قانون‌های ِ طبیعی عمل می‌کنند.

«راژمان» از راژ، از اوستایی -raz، فارسی باستان -rad «آراستن، نظم دادن» + پسوند اسم‌ساز -مانکه در واژه‌های

  1. سازمان، ساختمان، زایمان، چایمان و دیگرها به کار رفته.
  2. این واژهای اوستایی و فارسی باستان همریشه‌اند با

سانسکریت -raj «فرمان راندن، اداره کردن، هدایت کردن»، یونانی oregein «گستردن»، لاتین rego«راه بردن»، هندواروپایی نخستین -reg* «راست رفتن، راست کردن». در فارسی نوین شمار بسیاری واژه از -raz و -rad می‌آیند: راست، آراستن، راشت (افراشتن)

، رج، رژ، رژه، رده، راده، ردیف؟، (در قُمی)

رچ rec «ردیف، رده، » (در لری)

رزگ rezg «ردیف، صف»، ریس، ریسه، رسته، رای (در آرایش، رایانه، رایانگر)